محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1097
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
بيان محاصرهء بهبهان و وقايع حادثهء آن بر منتظران بدايع آثار و مستمعان سوانح و اخبار ظاهر و يقين خواهد بود كه : متحصّنين خطّهء عبوديت كه حصن حصين دين مبين به دستيارى ولاى ائمه معصومين ، سيّما امام المتقين ، و قاتل المشركين ، طالب كلّ طالب ، و غالب كلّ غالب ، امير المؤمنين على بن ابيطالب ( ع ) متين و محكم ، و از يورش جنود نامحمود مخالف مردود ، و تسخير و تصرّف شوايب نفاق و جحود مسلّم داشته امتثال - وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ * - را بر ذمّت عبوديت واجب و متحتم شناخته ، و نقود جان را در راه دين مبين نثار ساخته ، همواره صحايف آمال و منشار احوالشان به طغراى غرّاى - وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ - موشّح و مزيّن و به ديباچهء كريمهء - وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَةٌ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ - مرقوم و معنون خواهد بود - ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ - ما صدق اين مقال ، حقيقت حال سكنهء خيريت مآل بهبهان نصرت اشتمال است كه : در سنهء ست و ثلثين و مائه بعد الالف مطابق توشقانئيل روز چهارشنبه شانزدهم شهر ربيع الثانى كه اوّل ربيع گلنگون افغانى ، و ثانى شام ظلام چهار موجهء بحر حيرانى ، و يوم نحس مستمر را تالى بود على الصّباح كه تيغ آتشوش خورشيد را از غلاف شب كشيده بر روى سپهر آبگونى نهاده : چو زد بر سر كوه خورشيد تيغ * چو ياقوت شد روى گيتى سفيد سپاه خذلان نشان افغان از قريه بكان چون بلاى ناگهان و پيل دمان حركت و از قريه مزبور تا بهبهان كه دو فرسخ بود از قراولان و چرخچى و صفوف سپاه و صنوف حشرات و دواب چون سلسله موج ، فوجفوج بهم پيوسته ، مانند زروهء عصفور و گلهء زنبور جوقهجوقه پهن گشته در حوالى چاشتگاه چون شاهين گرسنه به توپرس قلعه رسيده ، در لحظه توپ اشتهاى تصرّف آنجا را بست ، و تا گلو به تمنّا نشست امّا مهمان نخورد آنچه بره پندارد همانا ميزبان اجل آن قوم دغل را به طريق مستعحل به وعدگاه مقتل طلبيده و بغرنج رنج ، و كوفتهء گلوله بماحضرى برابر چيده ، انگروه مغرور در دور بلدهء مزبور چون قمر در هاله محصور و هنگامه شورنشور